نوامبر 24, 2020

جایگاه والای علماء

جایگاه والای علماء

منبع: اخلاق العلماء، تالیف امام ابوبکر محمد حسین آجری متوفی ۳۶۰هـ
ترجمه : صابر بلوچ

خداوند متعال از میان بندگانش تعدادی را برگزیده و آن ها را با نور ایمان هدایت بخشیده است، سپس از میان اهل ایمان تعدادی را بطور خاص برگزیده و با تعلیم کتاب و حکمت سرافراز فرموده است، به آنان سلیقه فهم دین و سخن بخشیده است. این سلسله گزینش و انتخاب در هر عهد و زمانه‌ای بوده است، آنان را با نور علم برتری داده و با زیور حلم آراسته است.

این بزرگواران فرق حلال و حرام، تمیز بین حق و باطل، شناخت مفید و مضر و زیبایی و قباحت را می‌دانند.

فضیلت علماء بزرگ بوده و جایگاه شان والا می‌باشد؛ وارثان انبیاء و قرة‌العین اولیاء هستند؛ ماهی‌ها در آب برایشان دعا کرده و فرشتگان بال‌های شان را بر قدوم شان فرش می‌کنند؛ روز قیامت بعد از انبیاء، علماء شفاعت می‌کنند؛ مجالس آن‌ها پرحکمت بوده و با کردار و عملشان غافلان را متنبه می‌کنند؛ مقامشان بالاتر از عابدان و زاهدان است، زندگی‌شان غنیمت و موت‌شان مصیبت است؛ وظیفه یادآوری و یاد دادن به ناآگاهان را دارند؛ خطر نقصان و ضرر از جانب آنها تهدید نمی‌کند؛ تمام مخلوقات به علم آنها محتاج هستند و بر علیه باطل، دلایل حق، در اقوال آنان است؛ بر تمام مخلوقات لازم است تا از علماء اطاعت کنند چراکه نافرمانی از علمای حقانی خطرناک است، هر که از آنان پیروی کرده، بر هدایت باقی مانده و هر که سرپیچی کرده از راه به‌در شده است؛ پادشاه مسلمین اگر در امری دچار تردید شود لازم است تا به علماء رجوع کند و بر رأی و مشوره آنان عمل کند؛ امراء اگر در مسئله‌ای دچار اشتباه شدند به قول علماء رجوع کنند؛ قاضیان اگر در امری به مشکل برخوردند بر قول علماء فیصله کرده و به آن اعتماد کنند.

علماء نور بندگان، مناره روشن شهرها، اساس و بنیاد تقویم تاریخ امت و منبع و سرچشمه حکمت هستند، شیطان با نور آنها می‌سوزد، اهل حق راه زندگی و سعادت دنیوی را از علماء می‌آموزند و اهل باطل تباه می‌شوند. مثال علماء در زمین مانند ستارگان آسمان است که در سیاهی شب در خشکی و دریا راهنما و مسیر درست را نشان می‌دهند، وقتی که ستاره‌ها ناپدید می‌شوند آدمی سرگردان می‌شود و هنگامی که نور آن تاریکی را درنوردد دیدگان بینا می‌شوند. حال اگر شخصی از من بپرسد که دلیل این ادعا چیست؟ جواب می‌دهم: کتاب الله و سنت رسول الله، و اگر بگویند که سخنی بگو که به وسیله آن رغبت کسب علم و رضامندی الله و رسول ایجاد شود، من آیه ۱۱ سوره مجادله را تلاوت می‌کنم:

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا قِيلَ لَكُمْ تَفَسَّحُوا فِي الْمَجَالِسِ فَافْسَحُوا يَفْسَحِ اللَّـهُ لَكُمْ ۖ وَإِذَا قِيلَ انشُزُوا فَانشُزُوا يَرْفَعِ اللَّـهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَالَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ ۚ وَاللَّـهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ.
ترجمه: ای مسلمانان! چون گفته شود شما را که گشاده بنشینید در مجلس‌ها، پس گشاده کنید جای را تا گشاده کند خدا برای شما {هر مشکلی را}؛ و چون گفته شود برخیزد، پس برخیزد تا بلند کند خدا مرتبه‌هایی برای آنان که ایمان آورده‌اند از شما و آنان که عطا کرده شده است ایشان را علم، و خدا به آنچه می‌کنید خبردار است.

ببینید که خداوند متعال به مؤمنان وعده جایگاه و منزلت بلند فرموده و به علماء بشارت درجات بیشتری داده است، خداوند متعال می‌فرماید: يُؤْتِي الْحِكْمَةَ مَن يَشَاءُ ۚ وَمَن يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْرًا كَثِيرًا – بقره:۲۶۹ –  ترجمه : می‌دهد دانش هر که را خواهد، و هر که داده شد او را دانش، پس هر آیینه داده شد نیکوییِ بسیار.

در سوره لقمان آیه ۱۲ می‌فرماید: وَلَقَدْ آتَيْنَا لُقْمَانَ الْحِكْمَةَ ترجمه: و هر آیینه عطا کردیم لقمان را حکمت.

همچنین الله تعالی می‌فرماید: إِنَّمَا يَخْشَى اللَّـهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ – فاطر:۲۸ –  ترجمه: جز این نیست که می‌ترسند از خدا عالمان از بندگان او. در این آیه خداوند متعال بیان می‌فرماید که این علماء هستند که از الله تعالی می‌ترسند.

ارشاد باری تعالی است که: وَلَـٰكِن كُونُوا رَبَّانِيِّينَ بِمَا كُنتُمْ تُعَلِّمُونَ الْكِتَابَ وَبِمَا كُنتُمْ تَدْرُسُونَ – آل‌عمران:۷۹ – ترجمه: و لیکن باشید ربّانی به سبب آموختن کتاب و خواندن آن.

و می‌فرماید: وْلَا يَنْهَاهُمُ الرَّبَّانِيُّونَ وَالْأَحْبَارُ عَن قَوْلِهِمُ الْإِثْمَ – المائده:۶۳ – ترجمه: چرا منع نمی‌کنند ایشان را خداپرستان و دانشمندان، از دروغ گفتنِ ایشان. منظور از ربانی و احبار علماء و فقهاء هستند.

ارشاد الله تعالی است که: وَجَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا لَمَّا صَبَرُوا ۖ وَكَانُوا بِآيَاتِنَا يُوقِنُونَ – السجدة:۲۴ – ترجمه:  و پیدا کردیم از ایشان پیشوایان که راه نمودند به فرمان ما؛ وقتی که صبر کردند، و به آیات ما یقین می‌آوردند.

و می‌فرماید: وَعِبَادُ الرَّحْمَـٰنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا – فرقان:۶۳ – ترجمه: و بندگان خدا آنانند که می‌روند بر زمین به آهستگی، و چون سخن گویند به ایشان نادان، گویند: سلام بر شما باد!

وَ جَعَلنَا لِلمُتقِینَ إمَاما، تا اینجا فضیلت اصحاب علم بیان شده است، چنین صفات و جایگاهی که در قرآن ذکر شده دلیل واضحی بر فضل و کمال علماء است و این نیز که خداوند متعال آنان را پیشوا و مقتدای بندگان قرار داده تا از آنان اطاعت کنند.

حضرت مجاهد رحمه‌الله فرموده است که در « يُؤْتِي الْحِكْمَةَ مَن يَشَاءُ » (می‌دهد دانش هر که را خواهد) منظور از حکم و علم، فقه، عقل و علم است. در «وَلَقَدْ آتَيْنَا لُقْمَانَ الْحِكْمَةَ» (و هر آیینه عطا کردیم لقمان را حکمت.) آنهایی که قائل به نوبت ایشان نیستند، در نزد آنها مفهوم حکمت، عقل، تفقه و اصابت قول است، همچنین از حضرت جابر بن عبدالله رضی‌الله‌عنه روایت است که «أَطِيعُوا اللَّـهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنكُمْ» (ای مؤمنان! فرمانبرداری کنید خدا را و فرمانبرداری کنید پیغامبر را و فرومانروایان را از جنس خویش {مادام که دادگر و حقّ‌گرا بوده و مجری احکام شریعت اسلام باشند}) مراد از اولوالامر علمای فقه و حدیث هستند، از حضرت مجاهد نیز همین روایت است که اولوالامر به علماء و فقهاء گفته می‌شود.

از احادیث مبارکه نیز چنین معلوم می‌شود که مقام و منزلت علمای کرام بسیار والا است:

مَن يُرِدِ اللّهُ بِهِ خَيرا يُفَقِّههُ فِي الدّينِ – یعنی : خداوند متعال به شخصی که توفیق حصول علوم شرعی را عنایت فرموده گویا که در حق او اراده خیر فرموده است – بخاری/۷۱ – مسلم/۱۰۳۷ – در احادیث آمده که یک عالم به هر تعدادی از انسان‌ها علم بیاموزد، بعد از وفات نیز ثواب آن به او می‌رسد. رسول الله صلی‌الله‌علیه‌وسلم می‌فرماید: إِذَا مَاتَ الْإِنْسَانُ انْقَطَعَ عَنْهُ عَمَلُهُ إِلَّا مِنْ ثَلَاثَةٍ: إِلَّا مِنْ صَدَقَةٍ جَارِیَةٍ، أَوْ عِلْمٍ یُنْتَفَعُ بِهِ، أَوْ وَلَدٍ صَالِحٍ یَدْعُو لَهُ – {مسلم/۱۶۳۱} وقتی که انسان می‌میرد سلسله نیکی‌هایش قطع می‌شود بجز سه عمل، یکی از آن اعمال این است که پشت سرش چنان علمی باقی بگذارد که مردم از آن سود ببرند.

این علماء هستند که فضایل و فواید جهاد را می‌دانند، به شروط و واجبات آن آگاهی دارند، فرق بین اقسام جهاد فرض عین و فرض کفایه را می‌دانند و مردم را درباره آن مطلع می‌کنند در حالی که غیرعلما و عوام‌الناس از حقیقت جهاد اطلاعی نداشته و فرق بین جهاد فرض و نفل را نمی‌دانند، بعضی اوقات چنین می‌شود که جهاد فرض را ترک کرده و به جهاد نفل مشغول می‌شوند و حدود شرعی جهاد را رعایت نمی‌کنند که در این صورت ممکن است با جهاد کردن گناهکار شوند، فتنه خوارج مثال واضحی بر این مطلب است، خوارج عبادتگذار بوده و فرایض را ادا می‌کردند و در راه الله جهاد می‌کردند، ولی علم نداشتند که به سبب آن از دایره اسلام خارج شدند، آنها بدون علم اجتهاد کردند و با اجتهاد اشتباه خود با مسلمانان وارد جنگ شدند، یکی از خوارج به نام عبدالرحمن بن ملجم حضرت علی رضی‌الله‌عنه را به شهادت رساند و به سبب جهل خود، این عمل را ذریعه تقرب‌ الهی می‌پنداشت.

پس نتیجه می گیریم که با توجه به اینکه علما در طول تاریخ نقش اساسی در بیداری اسلامی، اصلاح جامعه و راهنمایی بشر به‌سوی خیر و خوبی داشته‌اند، چنین جایگاه عظیمی از جانب خداوند به آنان عطا شده است. علما برای اینکه در انجام رسالت خویش در جامعه موفق باشند باید قبل از هر چیز به اصلاح و تزکیۀ خودشان اهتمام ویژه‌ای داشته باشند، زیرا وقتی علما در زمینۀ اعمال فردی از قبیل عبادات و معاشرات و غیره بر مسیر صحیح قرار داشته باشند، سایر اقشار جامعه به آنان اقتدا کرده و از آنها الگو می‌گیرند.

با سپاس از مجله حقیقت

 

Related posts