نوامبر 24, 2020

جهاد معاصر افغانستان از نگاه شریعت/جواب شبهات در مورد قیام ملی افغان ها

جهاد معاصر افغانستان از نگاه شریعت/جواب شبهات در مورد قیام ملی افغان ها

جواب شبهات در مورد قیام ملی افغان ها در برابر شر و فساد و اشغال امریکایی

مفتی عبدالله رشاد افغانی/ ترجمه : حبیب زاده

هر باطل و باغی آن‌قدر دلیل با خود می‌داشته باشد که برای رسیدن به اهداف ناروای خود به‌کار ببرد و ماتحتان و پیروان خود را به آن فریب بدهد، این‌گونه مردم برای حرص قدرت از تحریف دین هم دریغ نمی‌ورزند و می‌کوشند نصوص شرعی را به نفع خود به‌کار ببرند و با تحریف معنوی مردم را فریب بدهند.

اما خداوند متعال هر زمان چنان داعیان حق را پیدا نموده که از حق دفاع نموده و آن‌را در برابر باطل واضح ساخته‌اند.

به همین اساس، باطل و یا همکاران و همنوایان آن همواره کوشش کرده‌اند قیام و داعیه بر حق و ملی افغان‌ها در برابر فساد و سپس اشغال امریکایی را خدشه‌دار بسازند. گاهی می‌گویند قیام طالبان غیر مشروع بود، و گاهی می‌گویند: در حضورداشت ربانی، بیعت با ملا عمر ناروا بود، و گاهی هم کرزی و غنی را که سوار بر بال‌های اشغال‌گران آمده‌اند امامان شرعی و برحق می‌خوانند و جهاد بر حق افغان‌ها در برابر آن‌ها را ناروا تعبیر می‌کنند. اما اکنون افغان‌ها تجارب زیادی دیده‌اند و حق و باطل را خوب‌تر تمییز می‌توانند. خداوند متعال حلال و حرام و حق و باطل را جدا و با مشخصات جداگانه پیدا نموده‌است: الحلال بین والحرام بین. و کسی‌که باز هم از باطل پیروی می‌کند، و به حمایت از باطل دلایل می‌تراشد، خداوند متعال در مورد شان چنین فرموده‌است: مَثَلُ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ أَوْلِيَاءَ كَمَثَلِ الْعَنْكَبُوتِ اتَّخَذَتْ بَيْتًا وَإِنَّ أَوْهَنَ الْبُيُوتِ لَبَيْتُ الْعَنْكَبُوتِ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ – العنکبوت ۴۱

ترجمه: مثال آنانی‌که گرفتند به‌جز خدا دوستان، مثال عنکبوت است، که ساخت خانه‌ای و هر آئینه سست ترین خانه‌ها خانه عنکبوت است. اگر آن‌ها بدانند.

قیام طالبان در برابر شر و فساد:

اوضاع افغانستان در دهه نود میلادی آن‌قدر بغرنج شده‌بود که جان، مال و آبروی مردم مصون نماند. در راه‌های عمومی پاتک‌ها ساخته شده بود و مردم را علنا چور می‌کردند. در شهرها، اعضای هر تنظیم از خود حاکمیت جداگانه‌ای داشتند، کابل در جدال قدرت‌خواهی به مخروبه تبدیل شده‌بود و منکرات به اوج رسیده‌بود. در چنین حالت، هر مسلمان از نگاه شریعت مؤظف است که از منکرات جلوگیری بکند، دزدان، اوباشان و رهزنان را سرکوب بکند و مظلوم را از ظالم نجات بدهد. زیرا رسول الله صلی‌الله‌علیه‌وسلم فرموده است: سوگند به ذاتی‌که روح من در تصرف اوست، یا مردم را به نیکویی دعوت دهید و از منکرات منع کنید، و یا اینکه بسیار به‌زودی عذاب پروردگار بر شما نازل می‌شود، پس شما دعا می‌کنید، اما اجابت نمی‌شود. سنن ترمذی ۴/۳۸

خداوند متعال فرموده است: وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلَّهِ فَإِنِ انْتَهَوْا فَإِنَّ اللَّهَ بِمَا يَعْمَلُونَ بَصِيرٌ. الأنفال: ۳۹

ترجمه: و بجنگید با ایشان تا آنکه نباشد هیچ فساد و باشد دین همه اش برای خدا. پس اگر باز ایستند (از کفر و شرارت) پس هر آئینه خدا به آنچه می کنند بیناست.

علامه سرخسی رحمه الله می گوید: جلوگیری از منکرات بر هر مسلمان فرض است. المبسوط للسرخسی : ‌۱۱/۱۷

و علامه ابن عابدین رحمه الله می نویسد: دفع المنكر واجب على كل من قدر عليه – ردالمحتار ۳/۵۶۸

در نصوص زیادی بر این تصریح شده‌است که دفع ظلم و منکر بر هر مسلمان لازم است، و اگر در جامعه ظلم می‌شود، چور و چپاول عام می‌شود، منکرات افزایش می‌یابد و فسادهای اخلاقی و اجتماعی اوج می‌گیرد و مسلمانان ازان منع نمی‌کنند، از نگاه شریعت این بدترین حالتی‌ست که سبب عذاب خداوندی بر تمام جامعه می‌گردد. هرگاه عذاب پروردگار نازل گردد بین ظالم و مظلوم تمییز نمی‌کند و همه را فرا می‌گیرد. بنا برین بر همه لازم است که نخست از راه دعوت از منکرات جلوگیری کنند، اگر دعوت مؤثر واقع نشود و ظالمان از ظلم دست نگیرند، پس بر کسانی که قدرت دارند دفع ظالمان واجب است. زیرا در کتاب‌ها آمده است: دفع المنكر واجب على كل من قدر عليه.

درجات نهی عن المنکر:

نخست از همه نهی عن المنکر از راه دعوت و نصیحت انجام می‌یابد، اما اگر ظالمان در جامعه مردم قدرت‌مند و مسلح بودند و با دعوت و نصیحت از ظلم و منکر دست نمی‌گرفتند، پس بر مسلمانان واجب است که در برابر آن‌ها مبارزه مسلحانه نمایند. است. اگر کسی در مقابله با ظالمان، فسادگران و راهزنان کشته شود، شریعت وی را شهید می‌خواند.. رسول الله صلی‌الله‌علیه‌و‌سلم فرموده‌است: من قتل دون ماله فهو شهيد. صحيح البخاري: ۱۳۶/۳ – یعنی کسی‌که در دفاع از مال خود کشته شد شهید است.

علامه باجی رحمه الله در المنقی شرح مؤطا ۱۷۰/۷ از امام مالک رحمه الله در مورد راهزنان نقل قول نموده‌است‌: جهاد با راهزنان برای من از جهاد با رومی‌ها (نصرانی‌ها) محبوب‌تر است. زیرا رسول الله صلی‌الله‌علیه‌وسلم فرموده‌است: من قتل دون ماله فهو شهيد» وإذا قتل دون ماله ومال المسلمين فهو أعظم لأجره – یعنی : کسی‌که در دفاع از مال خود کشته شود شهید است و کسی‌که در دفاع از مال خود و مال مسلمانان کشته شود اجر او بزرگ‌تر است.

همچنان امام سرخسی رحمه الله می فرماید :‌ وهذا حديث مشهور أشار إلى الاستدلال به من حيث إنه لو قتل دفعا عن مال نفسه أو عن مال غيره كان شهيدا» المبسوط للسرخسي: ۱۳۹/۲۴ – یعنی : اگر کسی در دفاع از مال خود و یا مال کسی دیگری کشته شد شهید است.

وإذا قطع اللصوص الطريق على قوم، فلهم أن يقاتلوهم دفعا عن أنفسهم، وأموالهم قال – عليه الصلاة والسلام – «من قتل دون ماله، فهو شهيد». المبسوط للسرخسي: ۳۷/۲۴

در محیط اینگونه مردم را از حربی‌ها هم بدتر گفته شده‌است: وكذلك من قتل في قتال قطاع الطريق؛ لأنهم في معنى أهل الحرب. المحيط البرهاني في الفقه النعماني: ۱۶۱/۲

از روایات منقوله واضح شد که دفع منکرات بر مسلمانان لازم است، و اگر کسی در راستای دفاع از مال و یا مسلمان مظلومی کشته‌شود برایش اجر شهید داده می‌شود.

در دهه نود میلادی، تفنگ‌سالاران شر و فساد هر گونه ظلم را بر افغان‌ها روا می‌داشتند، اموال شان در راه‌های عمومی به غارت برده می‌شد، بر نوامیس مردم تجاوز می‌شد، بازار هر گونه فساد در کشور گرم بود و تفنگ‌سالاران نه تنها یکدیگر را می‌کشتند بلکه از قتل افغان‌های ملکی هیچ‌ باکی نداشتند.

بنا برین ظاهر است که تنها با وعظ و نصیحت امکان نداشت وضعیت تغییر می‌خورد. زیرا تفنگ‌سالاران با نیروهای بی‌بندوبار شان بر کشور سیطره داشتند و به‌جز مبارزه مسلحانه در برابر آن‌ها دیگر چاره‌ای نبود. بنا برین طالبان قیام نمودند و مردم را از شر آنان نجات دادند.

و اگر کسی بگويد آن‌زمان فساد در تمام کشور حاکم نبود، باید طالبان در جایی قیام می‌کردند که دران‌جا فساد می‌بود و هر چه در ولایت‌های که امنیت بود نباید با تنظیم‌ها می‌جنگیدند؟

این اگرچه در ظاهر درست است، اما حقیقت چنین نیست. زیرا تفنگ‌سالاران با یکدیگر وابسته‌بودند و پیوندهای تنظیمی داشتند. اگر در یک جایی یک تنظیم ضعیف می‌شد، اعضای آن تنظیم از جاهای دیگر به آن‌جا برای کمک آورده می‌شدند و به‌هدف کمک به رفقای خود، بمباردمان می‌کردند. بنا برین ایشان باید یکسره از بین برده می‌شدند.

در بخش آینده در مورد دولت و سلطه ربانی بحث می‌کنیم. ان‌شاءالله

Related posts