نوامبر 24, 2020

از نظام اسلامی نباید هراس داشت!

از نظام اسلامی نباید هراس داشت!

سادات چرخی

افلاطون فیلسوف کلاسیک یونان در کتاب اش «جمهور» (Republic) که در فارسی به جمهوریت نیز شهرت دارد، دربارهٔ نظام‌ های سیاسی جهان می­ گوید: در مجموع همه نظام های سیاسی جهان به پنج نوع تقسیم شده است:

  • ۱ : نظام اشراف سالاری (آریستوکراسی)
  • ۲ : نظام مالک سالاری (تیموکراسی)
  • ۳ : نظام شایسته سالاری (اولیگارشی)
  • ۴ : نظام مردم سالاری (دموکراسی)
  • ۵ : نظام استبدادی(دیکتاتوری)

افلاطون هر شخصی را به یکی از این نظام‌ها وصل می‌ کند و سعی دارند تا جای یکدیگر را بگیرند. افلاطون پیش از بعثت پیامبر معظم اسلام صلی الله علیه وسلم درگذشته است .

اکنون در جهان نظام های متعددی، به اشکال و شیوه های مختلفی به میان آمده است.

اما حسب عموم حکومت ها  در جهان به دو نوع  تقسیم می شوند: حکومت الهی ( نظام اسلامی) و حکومت های طاغوتی.

حد فاصل و جدایی این دو نوع حکومت، حاکمیت است که در نظام الهی حاکمیت از آن خداوند جل جلاله است و در نظام های سیاسی مبتنی بر اومانیسم (انسان گرایی) و نظام های مدرن امروزی، حاکمیت را از آن انسان یا مردم می دانند و در هر شکلی که چنین نظام ها تجلی کند طاغوتی شمرده می شوند چرا که انحراف از قوانین اسلامی و تجاوز بر حق ربوبیت الهی، طغیان و ظلم محسوب می شود .

در حقیقت امر، نظام های جمهوری و دموکراسی امروزی از جمع حکومت های طاغوتی شمرده می شود و پایه های آن با پایه های نظام اسلامی کاملا مغایرت دارد، در حالی که پایه های نظام اسلامی با فطرت بشری منطبق می باشد.

قرآن کریم در این مورد چنین اشاره فرموده است: فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ اللّٰهِ الَّتِي فَطَرَ النّٰاسَ عَلَيْهٰا لٰا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللّٰهِ ذٰلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لٰكِنَّ أَكْثَرَ النّٰاسِ لٰا يَعْلَمُونَ – الروم : ۳۰

با گرایش تمام به حقّ، به این دین (توحید) روی بیاور، با همان فطرت الهی که مردم را بر آن آفریده است برای خلقت خدا هیچ گونه تبدیلی نیست، این است دین راست و درست ولی بیشتر مردم نمی دانند.

در مجموع این نص قرآنی آیين اسلام را آیين فطرت و احكام آن را مطابق با فطرت بشرى مى‌ شمارد. حتی علمای کرام  این نص قرآنی را چنین معنی کرده اند که دين اسلام را با مراعات اعتدال استقبال نما، همان دينى كه منطبق است با آفرينش خدایى كه مردم را آفريده و روى آن استوار ساخته، خلقت خدایى تبديل پيدا نمى‌كند كه همان دين منطبق به فطرت و آفرينش است كه مى ‌تواند مردم را اداره كند، ولى اكثر مردم نمى ‌دانند.

در واقع اساس نظام اسلامی دین است و اساس دین را اعتقاد تعیین می نماید و اساس نظام جمهوری و دموکراسی  قرارداد است و تفاوت قرار داد تا اعتقاد زمین تا آسمان می باشد.

به عبارت دیگر رابطه دین رابطه عمودی است و رابطه دموکراسی رابطه افقی. به این معنی که پایه نظام اسلامی دین است و دین عبارت از رابطه فرد با خالق اش، یا رابطه انسان با آسمان می باشد که این را رابطه عمودی می گویند و پایه دموکراسی که قرارداد است و آن هم میان شهروندان، رابطه افقی دارد یعنی رابطه انسان با انسان  یا به عبارت دقیق تر رابطه شهروند با شهروند می باشد .

در نظام اسلامی تحکیم قانون خالق بر مخلوق است و در نظام دموکراسی و یا نظام جمهوری به معنی مردم سالاری تحکیم قانون مخلوق بر مخلوق یعنی حکومت مردم بالای مردم می باشد و پارلمان در نظام های جمهوری یا نظام دموکراسی مرجع تقنن و قانون ساز شمرده می شود و قانون ایجاد شده توسط پارلمان نافذ و بالای مردم  تطبیق می گردد و در نظام اسلامی مرجع تقنن دین (قرآن وحدیث) است و بر همه افراد جامعه یکسان قابل اجرا می باشد و شوراها در نظام اسلامی حیثیت مشورتی دارد نه تقنینی.

اگر این دو نظام شرعی و دموکراسی را به شیوه دیگر تعریف کنیم می توانیم بگوئیم که چون اساس نظام شرعی دین است پس واحد دین مومن است و واحد دموکراسی شهروند و دین شهروند نمی شناسد بلکه دین با مومن ارتباط  دارد و ارتباط دموکراسی به شهروند می باشد، این شهروند خواه مؤمن باشد یا کافر یا هر چیزی دیگر.

بنا بر این استدلال، نمی ‌توان از ادیان آسمانی به طور عام و از دین مبین اسلام به طور خاص انتظار ایجاد دموکراسی کرد و هیچ دینی آسمانی تا هنوز چنین ادعایی نکرده ‌است، اما می توان بر اساس دین، حکومت ایجاد کرد و شاهد حکومت‌های چند رنگ اسلامی باشیم مثلا از حکومت پیامبر معظم اسلام صلی الله علیه وسلم گرفته تا خلافت های راشده، امارت و دولت.

به عبارت روشن‌تر، اگر خواستار دموکراسی هستیم، نمی ‌توانیم اعتقاد دینی را نقطه آغازین قرار دهیم و نه می‌توانیم دو نقطه حرکت توأماً داشته باشیم، یعنی هم مسلمانی و هم شهروندی.

لذا نظام اسلام غیر از نظام دموکراسى است، چون دموکراسى مبناى کار خود را براساس تمتع و بهره ‏بردارى مادى قرار داده است واز بزرگترین تفاوتهاى روش اسلام با دموکراسى همین است.

چون روش دموکراسى اساس کار خود را در بهره‏ گیرى مادى قرار داده است، ناچار روح استخدام و استثمار در آن دمیده شده است. این روحیه هر راهى را که به سوى هوا هاى نفسانى منتهى شود، تجویز مى‏کند و این عیناً همان استبداد سلطنتى قرن های گذشته است که امروز در لباس اجتماع مدنى ظاهر شده است. چنانچه ما امروز نیز شاهد ظلم ملل نیرومند نسبت به ملتهاى ضعیف هستیم و تفاوت امروز با گذشته، آن است که آن شکل  حاکمیت فردى سابق به شکل حاکمیت اجتماعى کنونى مبدل شده است، بدون آنکه روح و واقعیت آن تغییرى کرده باشد. سیرت پیامبرمعظم اسلام صلی الله علیه وسلم و برنامه آن حضرت صلی الله علیه وسلم در پیروزى ‏ها و معاهده‏ها نشانگر آنست که روش اسلام صد درصد مخالف با این هوسبازى‏ های دموکراسی است.

از دیگر تفاوتهاى نظام اسلامی با سایر نظام ها، این است که تاریخ نشان مى‏دهد هیچ اجتماعى خالى از اختلافات طبقاتى نبوده است و حال آنکه اجتماع اسلامى اجتماعى است که هیچ نوع برترى و مزیتى در بین افراد آن دیده نمى‏شود و تنها ملاک امتیاز فطرت پاک و قریحه آزاد انسانى است و این همان تقوایى است که خداوند فرموده: «إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ» (حجرات: 13) لذا در اسلام همه در برابر قانون یکسان‏ اند و فاصله طبقاتى وجود ندارد. دلیل این مطلب همان سیرت و روش زندگى رسول اکرم صلی الله علیه وسلم می باشد.

اگر این دو نوع نظام اسلامی و دموکراسی کنونی را باهم  مقایسه کنیم  خواهیم یافت که نظام  اسلامی از همه بیشتر متضمن حقوق شهروندان عام وخاص خود بوده وپاسخگوی همه پرابلم های جامعه  انسانی می باشد و جامعه را به طرف رفاه و ترقی سوق داده و آن را  سالم و مثمر ثمر می گرداند.

در نظام اسلامی منبع قانون خداوند است که بر اساس حکمت، مصالح و شناختی که از ابعاد وجودی انسانی دارد، تشریع می کند وحکومت امانتی در دست حاکمان به شمار می آید. درحکومت اسلامی حاکم باید دارای ملکه تقوا و ورع باشد واز مدیریت وعلم به قوانین برخوردار باشد تا جامعه را بر طبق قوانین الهی اداره کند و توان مدیریت اداره جامعه را نیز داشته باشد.

حکومت اسلامی ویژگی ها و الزاماتی دارد که نظام های جمهوری و دموکراسی و هرنظام دیگر فاقد آن چیزها می باشند.

برخی از این ویژگی ها عبارتند از:

  • ۱ : نظام اسلامی مردم را به سمت حیات طیبه حرکت می دهد:

نظام اسلامی به وعده‌ ای قرآن کریم، مردم را به سمت حیات طیبه حرکت می‌ دهد: { مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً} حیات طیبه یعنی زندگی گوارا. یک ملت آن وقتی زندگی گوارا دارد که احساس کند و ببیند که دنیا و آخرت او بر طبق مصلحت او به پیش می‌ رود و به سمت هدفهای او حرکت می ‌کند؛ این زندگیِ گواراست؛ فقط «دنیا» نیست، فقط هم «آخرت» نیست. آن ملتهایی که به زندگی دنیا چسپیده ‌اند و موفق شده‌اند که زندگی دنیوی را به مراتب، مرفه بسازند لزوماً زندگی گوارا ندارند. زندگیِ گوارا وقتی است که رفاه مادی با عدالت، معنویت و اخلاق همراه شود. و این را فقط نظام الهی می‌تواند برای بشر تأمین کند. از طرف دیگر، حیات طیبه و زندگی گوارا فقط آخرت هم نیست. اسلام نمی ‌گوید من می‌ خواهم زندگی اخرویِ بعد از مرگ مردم را آباد کنم، دنیای آنها هرقسم شد، شد؛ این منطق اسلام نیست.

  • ۲ : تقوا و عدالت، پایه‌ اصلی مشروعیت حکومت اسلامی است

در اسلام مردم صرف یک رکن مشروعیت اند، نه همه‌ پایه‌ ای مشروعیت. نظام سیاسی در اسلام علاوه بر رأی و خواست مردم، بر پایه ا‌ی اساسیِ دیگری چون تقوا وعدالت، استوار است. اگر کسی که برای حکومت انتخاب می‌شود، از تقوا و عدالت برخوردار نبود، همه‌ی مردم هم که بر او اتّفاق کنند، از نظر اسلام این حکومت، حکومت نا مشروع است.

  • ۳ : مردم سالاری دینی

نظریه مردم سالاری دینی، ریشه در آموزه ها و اندیشه اسلامی دارد. از این رو با دموکراسی غربی به صورت بنیادی و اساسی در تعارض قرار دارد. «مردم سالاری دینی، به معنای ترکیب دین و مردم سالاری نیست، بلکه یک حقیقت در جوهره نظام اسلامی است، چرا که نظام بخواهد بر مبنای دین عمل کند، بدون مردم نمی شود ضمن آنکه تحقق حکومت مردم سالاری واقعی هم بدون دین امکان پذیر نیست»

«مردم‏ سالارى دينى، نظامى سياسى است كه در آن حاكميت متعلق به خداوند مى‏باشد كه با عقيده و ايمان و عواطف و آراى مردم پيوند خورده است.»

  • ۴ : قاطعیت در مقابل تعدّی، و رفتار با رفق و مدارا با مردم

اسلام دین جامعی است؛ دین یک بعدی نیست. آنجایی که حکومت اسلامی در مقابل زور، تجاوز، اغتشاش و تعدّی از قانون کار می‌گیرد، باید با قدرت، با قاطعیت، با خشنوت رفتار کند؛ اما آنجایی که در مقابل آحاد مردم و برای کمک به مردم است، نه؛ آنجا رفتار عمومی حکومت اسلامی با مردم خود، با رفق و مدارا است؛ {لَقَدْ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُمْ بِالْمُؤْمِنِينَ رَءُوفٌ رَحِيمٌ} [التوبة: 128] به یقین، رسولی از خود شما بسوی تان آمد که رنجهای شما بر او سخت است؛ و اصرار بر هدایت شما دارد؛ و نسبت به مؤمنان، رئوف و مهربان است. لذا آنجا، جای آن است؛ اینجا هم جای این است.

  • ۵ : حکومت اسلامی، برای تعالی یافتن اخلاق انسان ها است:

اگر ما از لحاظ اقتصاد به بالاترین مقام برسیم و از لحاظ سیاست، همین اقتدار و عزّتی را که امروز داریم، چند برابر کنیم، ولی اخلاق مردم ما، اخلاق اسلامی نباشد؛ در میان ما گذشت، صبر، حلم و خوش‌بینی نباشد، بی اعتمادی، بدخواهی، غش، خیانت و جرائم به اوج اش رسیده باشد، اساس کار جامعه از بین خواهد رفت. اساس کار، اخلاق است. همه‌ی اینها مقدّمه‌ی اخلاق حسنه است – بعثت لاتمّم مکارم الاخلاق –  حکومت اسلامی برای این است که انسانها در فضای بسیار سالم اخلاقی تربیت شوند، اخلاق آنها تعالی یافته، به خدا نزدیکتر شوند و قصد قربت کنند، بالآخره جامعه سالم و مثمر ثمر به میان آید.

  • ۶ : خودسازی دائمی، از شعارهای همیشه زنده نظام اسلامی است:

نظام اسلامی که ملت برای آن، این همه قربانی ها و فداکاری ها انجام داده است، نظامی است که اسلام در دل و در عمل و در وجود یکایک افراد جامعه، وجود داشته باشد. این ‌طور نیست که بگوییم «نظام اسلامی است»، اما اداره، فاسد، رشوه‌گیری رائج؛ بدخواهی و بددلی، بی اعتمادی، فساد اخلاقی، غصب و اختلاس در همه جا باشد؛ سوء عمل و بدکارگی باشد؛ بیکارگی باشد؛ تنبلی باشد! نخیر بلکه نظام اسلامی آن است که انسانها هر کدام، هر روز درصدد بهتر کردن خودشان باشند. در نظام اسلامی، یکی از شعارهای همیشه زنده‌اش این است که: «من استوی یوماه فهو مغبون.» من و شما اگر امروزمان مثل دیروز باشد، مغبونیم و زیان کرده ایم. امروز باید از هر نگاه بهتر از دیروز باشیم. در نظام اسلامی، یکی از شعارهای همیشه زنده اش این است که هر کسی باید در صدد خودسازی باشد. باید بر گناهان خود گریه کند؛ از بدیهای خود استغفار و توبه کند؛ کارهای خوب خود را زیاد کند؛ کارهای بدش را کم کند و هر ارتباط غلط را به ارتباط صحیح و درست تبدیل کند.

در خاتمه از خدای لایزال مستدعی هستم که ملت قهرمان افغانستان را با چنین نظام خالص اسلامی افتخار ببخشد.

و ما ذلک علی الله بعزیز

با سپاس از شماره ۴۳ مجله حقیقت

Related posts